۱۳۹۱ دی ۱۹, سه‌شنبه

مشکلات بی شمار «دختر وزیر»




این روزها برق رفتگی دشت برچی زیاد شده، به همین خاطر داشتم خود را با «دختر وزیر» مشغول می کردم. البته چندماهی می شد که آن را خریده بودم، اما وقتی برای خواندن آن را نیافته بودم. روی کتاب نام گل حسین احمدی را دیدم که در عرصه ی ترجمه هرگز چیزی از او ندیده بودم، بنابراین شناختی از کارش نداشتم و تنها به کار رفتن جملات بسیار گنگ و غیر روان روشن بود که کار درستی انجام نیافته است. البته این را نیز به کرات شنیده ام که ترجمه ی بهتری از این اثر روی دست است که همگی با بی حوصلگی منتظرش هستیم. اما دیدن نام تقی واحدی به عنوان ویراستار، امیدوارم ساخت که باید کتاب را از نثر روان برخوردار کرده باشد. خوب، او داستان نویس بود و یکی از ویژگی های داستان نویسی، دارا بودن توان مندی «روان نویسی» است.
شروع کردم به خواندن کتاب، یادداشت مترجم و مقدمه، کم کم داشت علاقه ام به خواندن کتاب را از من می گرفت. متن را آغاز کردم. با هر جمله ای که می خواندم، حالم بدتر می شد. آخر کتاب مملؤ بود از غلط های زیاد و اغلب پیش پا افتاده ای که از عدم اصلاح شدن آن ها توسط ویراستار خبر می داد و من خواننده را آزرده می ساخت. چطور می شود که کسی داستان نویس باشد و نداند که باید فاصله های اضافی متن را از بین ببرد. فاصله های اضافی در متن جملات و یا پیش از گذاشته شدن علامت پایانیِ جمله مانند «نقطه»، «علامت سوال» که چیزی شبیه « ؟» و یا « .» و... ساخته است. بدتر از آن، فاصله های موجود میان کلمات و «پسوند»ها و «پیشوند»ها مانند «می توان» و پسوند جمع مانند «خانه ها» و یا علامات صفات عالی و تفضیلی «تر» و «ترین» و... شاید در دنیای مجازی زیاد مورد دقت قرار نگیرند، چون اغلب برنامه های انترنت مانند سایت ها و شبکه های اجتماعی نمی توانند این فاصله ها را پشتیبانی کنند که من در این نوشته ام هم آن ها را رعایت نکرده ام، اما در کتاب و نشریات چاپی نه تنها هیچ مانعی در چاپ «نیمه فاصله»ها وجود ندارد که به طور حتم باید رعایت گردند. لازم به تذکر است که از میان برداشتن فواصل زاید میان جمله ها و یا پیش از علامت ها (پیش از نقطه، علامت سوال و یا...) دیگر موانع برنامه ای ندارند.
خوب، خواستم این ها را نادیده بگیرم و به موارد دستوری مهم تری بپردازم، اما متأسفانه عدم دقت و یا بی توجهی نسبت به غلط هایی چون کاربرد واژه ی «نفر» به عنوان واحدی برای «شتر» و «فیل» بسیار شگفت انگیز بود!! علاوه بر آن بسیاری از جملات گنگ و نامفهوم بودند، مثلا «بالاتر از انتظارش ازدواج کرد» که شاید بشود استنباط درستی را از آن نمود، اما مطمئنا این جمله مطلب را ادا نمی تواند.
به مراتب دیده شده که رابطه و تناسب «اسم» و «فعل» هرگز رعایت نگردیده و اسم جمعی با فعل مفرد پایان یافته است که به طور نمونه می توان به مواردی چون «وسایط نقلیه توسط دود و بخار حرکت می کند»، «رویدادهای جزئی کم اهمیت، چندان برایش جالب نبود» و... .
از موارد مهمی که ویراستار یا آن را درک نمی کرده و یا بی تفاوت از کنارشان گذشته، خلط شدن میان «ی» نسبتی با «ای» نکره است که در سراسر کتاب تکرار گشته است. قاعده ی «ی» نسبتی این است که در حالت عادی اگر بخواهیم اسم و یا صفتی را به اسم دیگری نسبت دهیم، حرف آخر اسم را با «زیر» (کسره) ختم می کنیم مانند کتابِ احمد، دیوارِ بلند و... . اما اگر اسم ما به «الف» و «ه» چسپان آخر ختم شود، در مورد اول با اضافه نمودن «ی» به آخر آن و در مورد دوم با گذاشتن «همزه» بر «ه» چسپان آخر، آن را به اسم و صفت نسبت می دهیم مانند عصایِ زیبا یا خانهء پدر. البته امروزه با تلاشی که برای کاهش دادن کاربرد دستور زبان عربی در نگارش فارسی، به جای «همزه» از اضافه نمودن «ی» پس از «ه» چسپان آخر استفاده می کنیم که تقریبا امری پذیرفته شده بوده و همگان آن را به کار می برند مانند «خانه ی».
اما در مسأله ی نکره سازی اسم (اسم غیرمعلوم) و یا «قید واحد» مانند «دسته»، «جمع» و...، ما از قاعده ی دیگری استفاده می کنیم. یعنی در حالت عادی تنها با اضافه نمودن «ی» در آخر اسم، آن را نکره می سازیم مانند کتابی، دیواری و... . اگر اسم ما با «الف» ختم شود، با اضافه نمودن دو «ی» به آخر اسم، آن را نکره می سازیم مانند «عصایی»، «هوایی» و...، ولی اگر اسم ما به «ه» چسپان آخر ختم شود، با اضافه نمودن «ای» به آخر آن (با رعایت نیم فاصله)، ما دارای اسم نکره خواهیم بود مانند «خانه ای»، «سایه ای». متأسفانه ویراستار ما هرگز این موارد را به کار نبسته و بارها شاهد غلط هایی از این دست در سراسر کتاب «دختر وزیر» هستیم مانند «دسته ی دختران» در حالی که این جا ما از «ی» نسبتی استفاده کرده ایم که هرگز اسم ما را نکره نمی سازد. به عبارت دیگر برای نکره سازی این قید باید «ای» به آن اضافه نماییم و «دسته ای» داشته باشیم.
این موارد علیرغم گرفتن وقت زیاد، مرا برای خواندن نسخه ی اصلی (انگلیسی) دختر وزیر و یا در انتظار ترجمه ی بهتر کتاب نشستن، تشویق نمود. درس بزرگی که از نشر این کتاب می توانیم بگیریم این است که ضمن احساس شرم و تأسف، هنوز «ویراستاری» در کشور ما به عنوان یک حرفه و تخصص، جایی برای خود باز ننموده و ناشران به آن اهمیت لازم را نمی دهند و الا چنین برخورد ناشایستی با کتاب پر ارزشی صورت نمی گرفت.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر

لطفا ما را با استدلال و نظرات علمی خود یاری رسانید